سکانس1
داخلی،روز،دانشکده پیراپزشکی طبقه اول دقایقی قبل از کلاس اندیشه1 اقای رضا وحید:

پسری با ته ریش اندک و پیراهنی که دکمه هایش را تا گلوگاه بسته است به دیوار که برد رادیولوژی بر روی آن قرار دارد تکیه زده است،نگاه خشن و تند و مشکوکانه ای دارد.
پسری قدبلند و سفید رو در مقابل ورودی دفتر گروه با تعدادی مردان جوان در حال بحث است،این طور که پیداست سال بالایی ها یعنی ترم اخری ها هستند...
یکی اشان میگوید ببین اقای پور حسن من رو که میبینی ماشینم دم دره تو آژانس کار میکنم اومدی رادیولوژی چی بشه؟؟دیگری با خنده ای تلخ دوست دیگرشان را نشان میدهد و میگوید اینو ببین دربون شرکت چی توزه!!! حالا بزار خوشبخت ترینمون رو بهت معرفی کنم این رفیقمون تو بیمارستان میلاد کار میکنه برجی 400 میگیره!(صدای خنده حضار!)
یکی دیگرشان که کمی مسن تر به نظر میرسه همه مان را خطاب قرار میدهد ببینید بچه ها اگه میتونید برید تغییر رشته بدید تو این رشته به هیچ جا نمیرسید از ما گفتن بود...
کم کم سال اخری ها میروند...

پسری که پیراهنش را تا گلوگاه بسته بود و بعد معلوم شد نامش فرشید هست بدون اندکی تغییر در حالات صورتش به سمت کلاس حرکت کرد و من و امین نیز به دنبالش وارد کلاس شدیم...


سکانس2 روز داخلی سالن امفی تئاتر تالار اناتومی
قبل از ورود دکتر کاشانی صدای شعار هایی از سمت پسران شنیده میشود : (پزشکی هسته ای 200 تومن بسته ای!)...
دختران پزشکی هسته ای خون خونشان را میخورد! مرد هم ندارن که جوابی بدهد...

سکانس 3،روز خارجی داخل اتوبوس سفر توچال:
سوسن خانوم... ابرو کمون...! صدای دست و جیغ و حضار ، استاد پور حسن نیز در حال انجام وظیفه ی خطیر DJ

سکانس4 روز داخلی خوابگاه شریعتی:
هادی در حال کباب  کردن و تناول جوجه های به جا مانده از سفر توچال...

فرشید و من جایی نداریم،هادی کماکان میخورد...


سکانس 5:
روز داخلی کلاس اناتومی طبقه دوم تالار تشریح

استاد هدایت پور:
صفحه عرضییییییییییییییییییییییی درزییییییییییییییییییییییییییییییییییی...

(صدایی شبیه شلیگ همزمان چنیدن گلوله از داخل تفنگی با صدا خفه کن از سوی حضار)

سکانس6 روز داخلی سالن شهدا دانشکده پیرا پزشکی:
پدیده ای به نام جزایری!
همینطور که میبینید ما پیریز را داخل دوشاخه میزنیم...!

سکانس7:

روز خارجی جمشیدیه کلک چال:
رقص کردی و والس فرشید و هیوا...
جیغ و هلهله حضار!
سکانس 8روز داخل اتوبوس بازگشت از کلک چال:
پارتی سیار در داخل وسیله حمل و نقل عمومی!
سکانس9:نیمه شب های متمادی وبلاگ،صندلی داغ و چت وب ها با حضور انلاین دوستان(رکورد انلاین ها 18 نفر!!)
سکانس10:
داخلی،روز،کلاس A طبقه همکف دانشکده ترم 3و4

دعوا جدل بحث 

دعوا جدل بحث

سکانس 11 روز داخلی طبقه زیرین دانشکده قبل از کلاس استاد داوری...
صدای دست به همراه موزیک...
گویا دختران در حال رقص و پایکوبی و حرکات موزون هستند،حالا با یک نگاه از لای در  که نمیریم جهنم...

سکانس 12: کل طول ترم!
ماجراهای انار و فی ما وقع...

سکانس 13: روز داخلی دانشکده پیرا
دردسرهای استعفای نماینده و انتخاب نماینده جدید و جدل های اون!

سکانس 14: ترک پونه کلاس را(مثل عنوان داستان های شاهنامه بخونید):
خانم دکتر باحال عطای رادیولوژی را به لقایش بخشید و به سوی دندان عزیمت نمود!
باشد که دندان های ما را رایگان ویزیت کند...
سکانس 15:
روز خارجی میدان انقلاب قهوه خانه اذربایجان به همراه فرشید و هادی و محمد،فریاد های بلند اماده سازی قلیان 2سیبببببببب البالو توسط مدیریت محترم قهوه خانه!

سکانس 16: روز داخلی دانشکده شبانه کلاس استاد  از فرنگ برگشته!استاد زبان ژیگول خارج رفته:آقای اسمی شما موزیک هم گوش میدی؟
حاجی: بلهههههه
استاد: چه جالب چی گوش می دید؟
حاجی: پاپ!
استاد با چشمان وق زده:واقعا شما پاپ هم گوش می دی؟!
( حالا قیافه بچه ها رو خودت تصور کن دیگه!!!
(یادش بخیر این استاد مدعی بود 3تا مدرک داره! یاد خاطراتی که تعریف میکردم بخیر!! همون خاطره ای که گفت دزدا اومده بودن خونشو جلو دهنشو گرفته بودن ...!

...................................................................................................................................

این مطلب در حال تکمیل شدن میباشد لطفا صبور باشید...