گاهي وقتا چه ساده فراموش مي كنيم...پس بايد انتظار فراموش شدن رو داشته باشيم...

گاهي وقتا چه بي توجه مغرور ميشيم...پس بايد طاقت خورد شدن رو داشته باشيم......

گاهي وقتا چه راحت اعتماد مي كنيم...پس تاوان اشتباهمون رو بايد بپردازيم...

گاهي وقتا چه تنها مي شويم...و اين عاقبت همون تنها گذاشتن ساده ايست در روزهاي نه چندان دور...

گاهي وقتا چه ديوانه وار مي خنديم. بدون توجه به گريه هاي عاشقانه ي يك دوست...پس بايد غمگين شويم تا درد عاشق شدن رو بفهميم...

گاهي وقتا چه آروم تكيه مي كنيم به آدمي از جنس سنگ...پس بي احساس ميشيم و بي تفاوت مي گذريم از كنار دلهاي شكسته...

گاهي وقتا مغرورانه به پيروزي خود لبخند مي زنيم در حالي كه شكست خورده ايم...پس شكست رو مي پذيريم در حالي كه هنوز جرات به زبون آوردن اون رو نداريم...

 گاهي وقتا چه ساده اشتباهمون رو توجيه مي كنيم...پس بايد منتظر اشتباه هاي بعديمون باشيم.....!

و این 'گاهی وقتها' همیشه تکرار میشود...