یادش به خیر...
اکبر عبدی همبازی مرحوم حسین پناهی، خاطرهای از همکار سابقش میگوید که خواندن آن خالی از لطف نیست.
اکبرعبدی میگوید:
«یک روز سر سریال بودیم.
هوا هم خیلی سرد بود.
از ماشین پیاده شد بدون کاپشن.
گفتم: حسین این جوری اومدی از خانه بیرون؟ نگفتی سرما میخوری؟!
گفت: کاپشن قشنگی بود نه؟
گفتم: آره.
گفت: من هم خیلی دوستش داشتم ولی سرراه یکی را دیدم که اون هم دوستش داشت و هم احتیاجش داشت.
من فقط دوستش داشتم!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 11:23 توسط وحید شهمائی
|
سلام به وبلاگ دانشجویان رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران خوش امدید.امیدواریم از مطالب این وبلاگ نهایت استفاده را ببرید.با نظرات خود مارا یاری کنید.