رد پای خداوند
دیشب رویایی داشتم:
خواب دیدم که با خداوند در امتداد ساحل قدم می زنم. خداوند صحنه هایی از زندگی ام را بر پرده ی آسمان برایم به نمایش گذاشت. در هر صحنه به دو ردیف ردپا روی سطح شن ها توجه کردم که یکی مال من بود و دیگری به خداوند تعلق داشت. در یکی از اندوه بارترین و پر اضطراب ترین آن صحنه ها مشاهده کردم که فقط یک ردپا وجود دارد! به خداوند گفتم چرا هنگامی که به تو بیش از پیش احتیاج داشتم ترکم کردی؟؟ خداوند گفت : عزیزم من هرگز تو را رها نمیکنم ! آنجا که فقط یک ردپا می بینی هنگامی است که من تو را در آغوشم می بردم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۸۹ ساعت 15:40 توسط وحید شهمائی
|
سلام به وبلاگ دانشجویان رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران خوش امدید.امیدواریم از مطالب این وبلاگ نهایت استفاده را ببرید.با نظرات خود مارا یاری کنید.