دانشجو در فرجه

سلام دوستان.در ایام فرجه دانشجوها معمولا کارهای متفاوتی رو انجام می دهند.تو این پست ببینید در ایام فرجه شما جزو کدوم یک از دانشجوها هستید؟

بعضی ها که از روز اول فرجه اینطوری هستنRead(تقریبا ۲٪ دانشجویان)

 

بعضی ها تا وقتی که کتاب دستشون میاد خوابشون میگیرهReading a Book

 

بعضی ها از الآن برای تابستون برنامه ریزی میکننspring

 

بعضی ها یا فقط میخورنو یا فقط می نوشنCoffee

 

بعضی ها تو پارتی و جشن تولد هستنBirthday Party

 

بعضی ها با بازی کامپیوتریComputerو یا توی چت روم با چتCoffee Screenکردن، مردم رو سر کار میذارن.بخصوص بعضی از اونها هم که خودشون رو دخترBlond Hairمعرفی میکنن.(خجالت بکشین!)

 

بعضی ها ...(خجالت نمیکشین؟ حالا چه وقت این کاراست؟ دهنتون هنوز بوی شیر میده!)

 

بعضی ها فقط موسیقیRock n RollJazz BassJazz Saxophoneگوش میدن

 

بعضی ها در فکر آرزوهای فردا

 

بعضی از دانشجوها هم که به قولی جمع شدن دور هم تا درس ها رو مثلا بترکونن.ولی نشستن دور همدیگه و میگن و میخندنMos 
Eisley Cantina

 

بعضی ها فقط به فکر فوتبال، پرسپولیس و استقلال(البته من بعد از تراختور طرفدار پرسپولیس هستم.به خاطر اون هست که استقلال داره سوراخ میشه.در ضمن استقلالی ها ناراحت نشن)

 

بعضی ها طول ترم درس ها رو مثل آبخوردن خوندن و به راحتی تموم کردن و منتظر هستن تا تو امتحانات طوفانTornadoبکنن

 

امیدوارم در هرکجا و در هر حال که باشید، ایام به کام شما باشد.

 

به دانشجویانی هم که از الآن تسلیم شده اند و کار خودشون رو تو این ترم تمام شده می بینند تسلیت عرض گفته و این شعر رو برای آنها گذاشتم.

ز خر خوانان عالم هر که را دیدم غمی دارد

                              دلا خو کن به مشروطی که آن هم عالمی دارد

ایام سوگواری امتحانات به عموم دانشجویان این مرز و بوم که تا حالا نتوانسته اند درس های این ترم را به خوبی بخوانند، تسلیت باد.

امتحان

همه آموخته های چارلی چاپلین

آموخته ام که با پول مي شود خانه خريد، ولي آشيانه نه. رختخواب خريد، ولي خواب نه. ساعت خريد، ولي زمان نه. مي توان مقام خريد، ولي احترام نه. مي توان کتاب خريد، ولي دانش نه. دارو خريد، ولي سلامتي نه. خانه خريد، ولي زندگي نه و بالاخره ، مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه.

آموخته ام ... که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد کردي
آموخته ام ... که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است
آموخته ام ... که هرگز نبايد به هديه اي از طرف کودکي، نه گفت
آموخته ام ... که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا کنم
آموخته ام ... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم
آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي
آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است
آموخته ام ... که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند
آموخته ام ... که پول شخصيت نمي خرد
آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند
آموخته ام ... که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم
آموخته ام ... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد
آموخته ام ... که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان
آموخته ام ... که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما را دارد
آموخته ام ... که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم
آموخته ام ... که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم
آموخته ام ... که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
آموخته ام ... که آرزويم اين است که قبل از مرگ مادرم يکبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم
آموخته ام ... که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را وسعت داد

چارلی چاپلین

من فال گرفتم این اومد حال کنید

محاسبه سن شما با شکلات

 
سن خودتونو بمن نگویید،چون ممکن است حقیقت را نگویید
از قبل میدونه Hershey Manاما
Don't tell me your age; you'd probably lie anyway-but the Hershey Man will know! 

محاسبه سن شما با شکلات 
YOUR AGE BY CHOCOLATE MATH
 
بسیارشسته ورفته وزیبا
This is pretty neat.
رو راست باشید و بترتیب برویم بطرف پایین
DON'T CHEAT BY SCROLLING DOWN
FIRST!
بیشتر از یک دقیقه طول نمیکشه
It takes less than a minute ...
بترتیب  به پرسشها پاسخ دهید
Work this out as you read ...
قبل ازدادن پاسخ ها قول بدهید که پرسشها را از قبل نخوانید
Be sure you don't read the bottom until you've worked it out!
وقت شما هدر نمیره (هم فال و هم تماشا)ء
This is not one of those waste of time things, it's fun.

ادامه نوشته

اندر فواید کر بودن

میگن یه روز ده نفر داشتن توی جنگل میرفتن. دوتاشون میفتن توی چاه.

تلاش میكنن كه بیان بالا اما بقیه داد میزدن كه شما نمیتونید بیخیال شین.

یكیشون قبول میكنه و میمیره.

اما اون یكی همچنان تلاش میكنه در حالی كه بازم بقیه داد میزدن تو نمیتونی.

بالاخره میرسه بالا.

همه تعجب میكنن. تازه میفهمن كه طرف كر بوده.

روی كاغذ مینویسه: دوستان از اینكه منو تشویق كردین تا بیام بالا ممنونم.

پس لازمه بعضی وقتا كر بشیم

توپولوف

به ادامه مطلب رجوع کنید!

ادامه نوشته

دنیا بدون مهندس!

در اين مطلب كه چند روز پيش برام email شده بود به صورت طنز دنياي امروزي رو بدون مهندس به تصوير كشيده براتون پست كردم .

فرجه بخير! 

pod بدون مهندس الكترونيك


ادامه نوشته

مادر

 

 

این روز رو به مادر عزیزم و تمامی مادران و همچنین خانمهای کلاس تبریک میگم

زردالو طلای تابستان

 

مواد مغذی موجود در زردآلو و اثرات مفید آنها :

این میوه سرشار از ویتامین های A و C و آهن است. مواد مغذی موجود در زردآلو از 

چشم ها و قلب حفاظت می کنند و فیبر موجود در آن بر علیه بیماری ها مبارزه می کند.

زردآلو منبع غنی بتاكاروتن (پیش ساز 

ویتامین A ) است. زردآلوهایی كه رنگ نارنجی تیره دارند، حاوی بتاكاروتن بیشتری هستند. مواد غذایی حاوی بتاكاروتن باعث كاهش خطر بروز بیماری های قلبی، سكته ، آب مروارید و بعضی سرطان ها می شوند.

مقادیر بالای بتاکاروتن و 

لیکوپن موجود زردآلو باعث می شود غذای مفیدی برای حفظ سلامتی قلب باشد. این دو ماده بعنوان آنتی اکسیدان، از اکسیداسیون LDL- کلسترول و بروز بیماری قلبی جلوگیری می کنند.

بتاکاروتن در بدن ، به ویتامین A تبدیل می شود . پس می توان گفت زردآلو منبع غنی 

ویتامین A است که در حفظ بینایی چشم موثر است و بعنوان یک آنتی اکسیدان قوی جلوی تخریب سلول ها توسط رادیکال های آزاد را می گیرد.

زردآلو منبع غنی بتاکاروتن است. لذا در تقویت بینایی چشم ، جلوگیری از بروز بیماری های قلبی و آب مروارید موثر است.

رادیکال های آزاد، عدسی چشم را تخریب می کنند و باعث بروز آب مروارید می شوند یا اینکه ذخیره ی خونی چشم ها را از بین برده و باعث تخریب بافت چشم می شوند.

زردآلو حاوی فیبرهای محلول در آب است. مطالعات نشان می دهد مصرف فیبرهای محلول باعث حفظ قند خون در مقدار طبیعی و كاهش كلسترول خون می شود. فیبر موجود در زردآلو از بروز یبوست و بیماری های روده ای جلوگیری می کند.

برگه زردآلو سرشار از پتاسیم است. مصرف مواد غنی از پتاسیم باعث تنظیم 

فشارخون می شود.

زردآلوی رسیده به علت دارا بودن ویتامین های گروه B برای درمان بیماری های عصبی و روحی ، 

بی خوابی، خستگی شدید، گیجی، فراموشی و ... مفید است.

میوه و هسته شیرین زردآلو به علت دارا بودن 

ویتامین C برای تقویت بدن، رفع اختلال در رشد کودکان، جلوگیری از خونریزی لثه موثر است.

به علت داشتن 

آهن در خون سازی موثر است.

سایر خواص درمانی زردآلو :

تصفیه کننده خون است. عروق را باز می کند . ملین است . 

بوی بد دهان را رفع می کند. تب بر است . به علت داشتن کبالت برای کم خونی مفید است . التهاب مفاصل را برطرف می کند. ضد نرمی استخوان است . برای قلیایی کردن بدن مفید است.

همچنین :

• زردآلو به علت داشتن مقداری اسید سالسیلیک ، برای 

درد مفاصل و رماتیسم مفید است.

• زردآلو، خنک و 

اشتها آور است.

• زردآلو، باعث رفع 

تشنگی و عطش می شود.

• برای رفع یبوست و بواسیر مفید است.

• مصرف برگه زردآلو سبب هضم غذا میشود و از یبوست جلوگیری میكند. برای مصرف برگه ، ابتدا آن را با آب بشویید . سپس آن را در آب خیس کنید و بگذارید یک شب بماند. سپس یک دانه لیموترش در آن بیندازید و صبح ناشتا ، برگه خیس خورده را همراه با آب آن میل کنید که برای رفع یبوست بسیار مفید است.

• حرارت درونی بدن را پایین میآورد.

برگه زردآلو باعث هضم غذا می شود و برای یبوست مفید است.

تذکراتی در مورد مصرف زردآلو :

* از زیاده روی در مصرف زردآلو خودداری کنید ، زیرا مصرف زیاد آن در هضم مواد غذایی ایجاد اختلال کرده و دچار اسهال می شوید.

* افرادی که ناراحتی 

کبدی دارند، باید از زیاد خوردن زردآلو پرهیز کنند.

* هسته تلخ زردآلو مواد سمی به نام اسید سیانیدریک و اسید پروسیک دارد . لذا خوردن هسته تلخ زردآلو خطرناک است.

* مصرف زیاد زردآلو باعث ایجاد لک های سفید پوستی می شود.

* زردآلو از نظر طب قدیم ایران سرد و تر است ، لذا برای سرد مزاجان مضر است.

اگر زردآلو را همراه با هسته شیرین آن بخورید ، دچار نفخ معده نخواهید شد.

* كسانى كه دچار سوزش یا نفخ معده هستند، از مصرف زیاد زردآلو پرهیز كنند.

* زردآلو به طور کلی دیرهضم و نفاخ است . بنابراین 

اشخاص مسن و کودکان باید از خوردن زیاد آن پرهیز کنند .

* زردآلو را همیشه قبل از غذا بخورید و هسته اش را نیز همراه آن مصرف کنید ، زیرا هسته شیرین زردآلو ضد نفخ بوده و هضم آن را آسان می سازد .

* این میوه را هنگام ناشتا وبا معده خالی نخورید، زیرا سبب دل پیچه مى شود.

* زردآلوی کال و نرسیده دیرهضم و نفاخ است . همچنین ترشح اسید معده را افزایش می دهد و باعث 

ترش کردن معده می شود.

* هرگز زردآلو را بعد از غذاهای سنگین نخورید.

* بعد از خوردن زردآلو آب سرد ننوشید یا با آب سرد استحمام نکنید، زیرا باعث ایجاد گاز و نفخ در معده می شود.

* اگر بعد از خوردن زردآلو دچار سنگینی و نفخ معده شدید ، فوراً مقداری زیره را دم کرده و میل نمایید یا مقداری عرق زیره یا عرق نعنا بخورید.

خواص درمانی هسته و برگ زردآلو

هسته زردآلو از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک ، و برگ و گل آن سرد و خشک است .

• هسته زردآلو تقویت کننده قوای جنسی است.

• اگر چند قطره از روغن هسته را در گوش بچکانید ، صداهای گوش را از بین برده و سنگینی گوش را درمان می کند.

• روغن هسته برای نرم کردن پوست مفید است .

• روغن هسته اگر تلخ باشد ، کرم معده و روده را از بین می برد.

• روغن تلخ هسته ورم مقعد را از بین برده و سنگ مثانه را خرد می کند.

• دم کرده برگ زردآلو برای قطع اسهال مفید است .

• برای تسکین درد گوش ، چند قطره از دم کرده برگ زردآلو را در گوش بچکانید .

از زردآلو میتوان برگه ، كمپوت و نكتار زردآلو تهیه كرد

اطلاعیه

سلام خدمت بجه های گل کلاس

از خیلی وقت پیش یه این فکر بودم که وبلاگمون رو به سایت تبدیل کنیم و یجورایی رسمی بشیم!

تو سایتی هم که ساخته میشه دیگه میخوایم از تمام بچه های کلاس استفاده کنیم و یه سایت واقعا ابرومند داشته باشیم محتوای این سایت هم یحورایی مثل سایت دانشجوهای زنجان خواهد بود

پس خواهشا نظرتون رو بگید که موافقید یا نه؟

هزینه زیادی هم نداره اگه خواستید میتونید کمک مالی هم کنید(خوشحال میکنیدمون!)

نظرتون رو در مورد این که دامنه ir یا  com باشه بگید

تولدت مبارک

امین جان حاجی عزیزم تولدت مبارک باشه

ایشاالله که صد ساله شی

كنسولگري رژيم اسراییل در تركيه تسخير شد

كنسولگري رژيم صهيونيستي در استانبول توسط مردم تركيه تسخير شد.

به گزارش خبرگزاري فارس، در پي حمله رژيم صهيونيستي به ناوگان حامل كمك‌هاي مردمي به فلسطين مردم تركيه دقايقي پيش كنسولگري اين رژيم را در استانبول تسخير كردند.

 

 

 

خبر امد خبری در راه است .........................................

موسیقی سنتی یا به روایت برخی,دهاتی

دو نوازی تار با نام شورانگیز توسط حسین علیزاده و ارشد تهماسبی را بشنوید

دو نوازی تار با اجرای هر دو بخش آن توسط ارژنگ سیفی زاده را بشنوید

 

 

در آخر از برخی از عزیزان که به گفته خود به آهنگ های دهاتی(سنتی)عادت ندارند و گوش مبارکشان آزرده می شود پوزش می طلبم....

ساده رنگ

                                        ساده رنگ

 آسمان٬ آبی تر٬

آب٬ آبی تر.

من در ایوانم٬رعنا سر حوض.رخت می شوید رعنا.

برگ ها میریزد.

مادرم صبحی می گفت:موسم دلگیری است.

من به او گفتم:زندگانی سیبی است٬گاز باید زد با پوست.

زن همسایه در پنجره اش تور می بافد٬می خواند.

من ودا می خوانم٬گاهی نیز

طرح میریزم سنگی٬مرغی٬ابری.

آفتابی یکدست.

سارها آمده اند.

تازه لادن ها پیدا شده اند.

مناناری را٬می کنم دانه٬به دل میگویم:

خوب بود این مردم٬دانه های دلشان پیدا بود.

می پرد در چشمم آب انار:اشک می ریزم.

مادرم می خندد.

رعنا هم...

(سهراب سپهری)

مقایسه کنید

اینو برام ایمیل کردن ولی واقعیته

مقایسه یک دانشجوی دکتری سال چهارم داخل کشور و یک دانشجوی سال سوم دکتری خارج از کشور  تمام اطلاعات مروبط به دنیای واقعی هستند و از روی موارد واقعی و به روز تهیه شده اند. تاکید می کنم که تمام آیتم ها از موارد حقیقی برگرفته شده اند.  
 
زندگی دانشجوی دکتری سال سوم خارج از کشور: ساعت 7:00 بیدار شدن از خواب
ساعت 7:30 در حال رفتن به اتاق شخصی خود در دانشکده اش (از همان روز اول به او در دانشکده یک اتاق اختصاص داده اند که آرام است و دسترسی به اینترنت رایگان دارد)
ساعت 8:00 شروع به تحقیق و انجام تز (روزانه 5 ساعت تحقیق مفید و بدون اینترآپت برای مدت یک سال یک تز عالی را در پی خواهد داشت)
ساعت 11:00 دیدار روزانه با استاد راهنما و مشاور (حسب مورد)
(ایشان لازم نیست که برای دیدار استادشان با منت  از او وقت بگیرد و دیدار با استاد کاری نرمال و روتین است)
ساعت 13:00 پایان کارها و ارسال ایمیل کارهای روزانه و نتایج تحقیقات تا کنون برای استاد راهنما ساعت 13 الی 14 نهار و استراحت ساعت 14:30 بازگشت به خانه و گرفتن یک دوش

ساعت 14:30 تا 19:30 دیدار و گشت زدن با دوستان


19:30 الی 20 بازگشت به خانه و خداحافظی از دوستان
20:00 الی 21:00 تلویزیون و سریال محبوب اش که یک عاشقانه آرام است.
21:00 آماده  شدن برای خواب و استراحت در خوابگاه با منزلی که با پول اسکالرشیپ فراهم شده است.  
 
حالا مقایسه کنید با زندگی یک دانشجوی دکتری داخل ایران
ساعت 7:00 بیدار شدن از خواب
ساعت 7:30 تا 8:30 در ترافیک رسالت- حکمت- چمران
ساعت 8:30 منتظر ماندن برای تشکیل جلسه گروه برای تصویب پروپوزال دکتری، که بعد از ششمین بار پیاپی کنسل شد.
ساعت 9:30 مراجعه به سایت برای جستجو در بانک مقالات که بعد از نیم ساعت جستجو و به روز نبودن بانک مقالات و وصل نشدن درست زمانی که به مقالات مورد نظر دسترسی پیدا می کند ساعت 10 می شود کارگاه اموزش در سایت برگزار می شود و باید بلند شود و برود بیرون. قبل از رفتن می خواهد فایل هایب دانلود شده را روی فلشش بریزد که می بیند کامپیوتر مورد نظر پورت فلش اش خراب است. (توضیح اینکه دانشکده مورد نظر با اینکه ایشان دانشجوی سال آخر دکتری است هنوز به ایشان نه یک اتاق داده است و نه حتی یک کمد)
ساعت 10:30 مراجعه به بخش معاونت دانشجویی و پژوهشی برای پرسیدن در مورد خبری که در روزنامه ها زده اند: اعطای پژوهانه به دانشجویان دکتری! جواب این است: لبخند استهزاء بر لبان مسوولین. ساعت 11:15 بازگشت به سمت دفتر کار استاد راهنما که با ایشان قرار گذاشته است. سه نفر در دفتر کار استاد محترم هستند که دانشجویان لیسانس و فوق لیسانس هستند (وقتی که دانشگده ها گله ای و بدون توجه به ظرفیت دانشجو می گیرند و استاد جوان هم نمی گیرند، سرانه دانشجو به استاد می شود 100 نفر و معلوم است که در این وسط سر دانشجوی دکتری بی کلاه می ماند.
ساعت 12: رفتن به سلف سرویس دانشگاه، خوردن کبابی که بیرونش سوخته است و درونش خام.
ساعت 12:30 رفتن به مسجد دانشگاه، این قسمت شیرین ترین و آرامش بخش ترین قسمت زندگی یک دانشجوی دکتری است. بعد از نماز، دق دلش با لعنت بر برخی از اساتید زورگوی بی سواد پرمدعا نزد خداوند خالی می کند و بعد هم از خداوند صبر می خواهد و تعجیل در فارغ التحصیلی
ساعت 13:00 بازگشت به محل کار (دست از پا درازتر) برای در آوردن یک لقمه نان حلال برای خودش و زندگی آینده اش. چون نه دانشگاه پولی می دهد و نه حمایت خانواده تکاپوی هزینه ها را می کند و نه پول حل تمرینی و دستیار پژوهشی بودن مشکلی را حل می کند.
ساعت 13:00  تا 13:45 ترافیک دانشگاه تا محل کار
ساعت 13:45 تا 14:15 دل درد ناشی از کباب کوبیده  امروز
ساعت 14:15 تا 16:00 کار روی یک پروژه با ساعتی 5 هزار تومان ساعتی، کار روی پروژه ای که می داند در این مملکت انجام نمی شود و می داند که دردی از مملکت دوا نمی شود و فقط آن را انجام می دهد: برای یک مشت دلار. ساعت   16:00 تلفن زنگ می زند و به او می گویند که فلان استاد فلان درس را ارایه کرده است اما نمی تواند ارایه کند لذا باید بیایی به جای ایشان درس بدهی. اما نه در سوابق دانشگاه نوشته می شود و نه وضعیت درآمدی اش معلوم است و نمره پایان ترم هم دست او نیست. خُب قبول می کند حداقل برای کسب تجربه و رزومه اش بد نیست. قبول می کند که به جای کس دیگری درس بدهد نه حقوق بگیرد و نه به نامش ثبت شود.
ساعت 16:15 بازگشت به کار تا 17:30
ساعت 17:30 بازگشت به خانه ترافیک کردستان، حکیم، رسالت.
ساعت 18:45 رسیدن به خانه
ساعت 19:00 شنیدن اخبار وقایع 
ساعت 19:30: ورق زدن چند صفحه کتاب، چت کردن، ایمیل زدن به تمام رفقایی که اکنون خارج کشور هستند و زنده شدن حسرت اینکه چرا برای ادامه تحصیل به خارج از کشور نرفت
ساعت 20:30 خوردن شام
ساعت 21: نگاه کردن ناامیدانه به سریال تلویزیونی مزخزف کبری 11  
ساعت 22: آماده شدن برای خواب
 
حالا مقایسه کنید: دانشجوی خارج نشین هم درس اش را می خواند هم دغدغه اساسی ندارد و هم در آرامش در یک مسیر روتین پروپوزالش تصویب می شود و سه ساله دکترایش را می گیرد (اطلاعات واقعی است) و حتما هم لازم نیست که مقاله آی اس آی داشته باشد.
دانشجوی ایران نشین! بعد از گذراندن دوره آموزشی با عده ای استاد بی سواد پرمدعا، یکسال (در برخی موارد پیش از  یکسال) باید در پیچ و خم های احمقانه تصویب پروپوزال رساله دکتری بماند و دوره دکترایش شش ساله شود. هم سه سال را از دست می دهد و هم سی سال پیر و فرسوده و خشمگین می شود.


اطلاعیه

 برای دیدن این پست به ادامه مطلب برید...

رمزشم ۵ رقم اول شماره دانشجوئیتونه...

 

ادامه نوشته

راستش را به ما نگفتند يا لااقل همه راست را به ما نگفتند.


راستش را به ما نگفتند يا لااقل همه راست را به ما نگفتند.


گفتند: تو كه بيايى خون به پا مى كنى،جوى خون به راه مى اندازى و از كشته پشته مى سازى و ما را از ظهور تو ترساندند.

درست مثل اينكه حادثه اى به شيرينى تولد را كتمان كنند و تنها از درد زادن بگويند.

ادامه نوشته

درمان چاله شهر

چاله ای دریکی ازخیابانهای شهروجودداشت و مردم از وجود این چاله گله داشتند

زیرا بدلیل تاریکی خیابان بعضی وقتاآدمهای اون محل توی اون چاله می افتادند وبه شدت زخمی می شدند

بنابراین همگی تصمیم گرفتند روبروی فرمانداری شهرجمع شوندواعتراض خودشان روبگن
باکلی شعار وهیاهو بالاخره فرماندارو شهردار ونماینده شهرازمجلس بیرون اومدن وپشت تریبون قرارگرفتن.

ابتدا فرماندارشروع به سخنرانی کرد وهمه ساکت شدن.

فرماندارگفت من راه حل بسیارخوب دارم واون اینه که ما یه مرکز فوریتهای پزشکی درنزدیکی اون چاله ایجادکنیم

تاهرموقع کسی دراون چاله افتادسریعا اونو باآمبولانس به بیمارستان برسونه.مردم همگی خوشحال کف میزدندوایول میگفتن

تااینکه شهردار پاشدوروبه فرماندار کردوگفت این یه راه حل مسخره است

چون شاید تاآمبولانس اون زخمی روبرسونه بیمارستان طرف بمیره ،

بنابراین من پیشنهادمیکنم که یک بیمارستان رودرنزدیکی اون چاله ایجادبشه

که اگه کسی تواون چاله بیفته سریع برسه بیمارستان وموردمداواقرار بگیره واینجوری شانص زنده ماندش بیشتره.

دیگه مردم سرازپانمی شناختن کلی خوشحال شدن که صاحب یه بیمارستان جدید میشوند

ناگهان نماینده شهر گفت که نه فرماندار عقل داردنه شهردار.

چون ساخت یه بیمارستان حداقل۲سال زمان میبرد ومابرای الان چاره می خواهیم

مردم همگی ساکت شدن که آقای نماینده چه راه حلی داره

که نماینده گفت مااین چاله راپرمیکنیم ودرکناربیمارستان شهر یه چاله میکنیم اینجوری هم سریعتره وهم ارزانتر.

عاشقی دد بردیه!!!!

يه روزي آقاي کلاغ ، به قول بعضيا زاغ

رو دوچرخه پا مي‌زد ، رد شدش از دم باغ

از روی عقل و منطق تصمیم بگیرید و نه از روی احساستون...

جتما بخونید!!ادامه مطلب...

ادامه نوشته

شهادت حضرت زهرا ( س ) واقعیتی انکارناپذیر

* * *
این مطلب رو در جواب اقای رحمان زاده از وبلاگ پرستاری میزارم امیدوارم با خوندن این مطلب پرده ها از کنار چشمشون کنار بره...
شهادت حضرت زهرا ( س ) واقعیتی انکارناپذیر


تاریخ و حدیث اهل سنت و شیعه گواه شهادت جانکاهی است که قافیه بزرگترین مرثیه تاریخ بشریت را می‏سازد . کوشش پی‏گیر هواداران بانیان این مصیبت نتوانسته است آن را از آخر این مرثیه جانگداز پاک کند . و هیهات ، هیهات . از نوک قلم پوزش می‏طلبم و او را به بردباری و شکیبایی فرا می‏خوانم تا شاید بتوانم فریاد تاریخ را بر این فاجعه جانگداز به رشته تحریر درآوردم . شهادت تنها یادگار پیامبر ، « ام ابیها » صحیح بخاری ، ج 3 ، ص 83 ، کتاب فضائل اصحاب النّبی ( ص ) ، ب 42 ، ح 232 و ب 61 ، مناقب فاطمه ، ح 278 . ، « بضعه الرّسول » همان ب 42 . و سیراعلام النبلاء ، ج 2 ، ص 123 و . . . « سیده نساء العالمین » ، «س یده نساء اهل الجنّه » و . . . پس از رحلت آن حضرت آن هم با فجیعترین وضع ، آن هم بوسیله . . . یعنی چه ؟ آیا ممکن است ؟ این خبر گوش هر انسان آزاده‏ای را می‏خراشد ، هر عقلی را متحیّر می‏سازد ، بر هر عاطفه‏ای سنگین می‏آید . گویا این همان امانتی است که بر کوهها و دریاها عرضه شد و آنها بر آن طاقت نیاوردند . شاید همین امر موجب گردید تا توجیه‏گران تاریخ و افسانه پردازان الفت این واقعیت مسلم تاریخی را انکار کنند . امّا چه می‏شود کرد ، ای کاش زبان لال می‏شد ، قلم می‏شکست این خبر دهشت بار را نمی‏شنیدیم . و ای کاش آسمانها فرو می‏ریخت ، کوهها متلاشی می‏شد ، جهان بپایان می‏آمد و این فاجعه رخ نمی‏داد . چگونه بگویم ؟ به که بگویم ؟ چگونه ناله سرکنم ؟ چگونه فریاد کشم ؟ که این واقعیت تلخی است که تاریخ و حدیث معتبر گواه آن است . این آوای شوم نه تنها از مسلّمات منابع معتبر شیعه است ، بلکه معتبرترین کتابهای اهل سنت بر این مصیبت شاهدند . صحیح بخاری - معتبرترین کتاب ، پس از قرآن در نزد اهل سنت - طلیعه این مصیبت را از قول ابن عباس در ضمن حدیثی چنین توصیف می‏کند « الرزیّه کلّ الزریّه » مصیبت آن مصیبتی که بر هر مصیبتی برتری دارد ، بلکه آن مصیبتی که همه مصائب را در بر می‏گیرد ، زمینه سازی برای این مصیبت عظمی‏ بود . نسبت هذیان و . . . به پیامبر اکرم ( ص ) « غلبه الوجع » برای جلوگیری تاکید بیشتر بر سفارشات آن حضرت درباره شهید این مصیبت و . . . بود . و با جمله « عندنا کتاب اللَّه حسبنا » کتاب را از عترت جدا کرده و زمینه « الرّزیّه کلّ الرّزیّه » را فراهم کردند . اینک متن حدیث ( ابن عباس گفت : چون بیماری رسول خدا ( ص ) شدید گردید ، فرمود : چیزی بیاورید تا بر آن برای شما نوشته‏ای بنویسم که بعد از آن گمراه نشوید . عمر گفت : بر پیامبر ( ص ) بیماری چیره گردیده ، کتاب خدا در دست ماست ما را بس است ، پس اختلاف کردند وجنجال بالا گرفت . پیامبر ( ص ) فرمود : از نزد من بر خیزید درگیری در حضور من سزاوار نیست .
باقی در ادامه مطلب...
ادامه نوشته

پرسپولیس

قهرمانی مقتدرانه پرسپولیس رو تبریک میگم

ادامه نوشته

ملا نصرالدين

ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌كرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي‌انداختند.

دو سكه به او نشان مي‌دادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره.

اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد.

هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد.

تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد.

در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار.

اينطوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند.

ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌هايم.

شما نمي‌دانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آورده‌ام

پسر30 ساله ایرانی که گفته می شود آلبرت انیشتن بعدی است

 

نیما حامد ارکانی ایرانی است که سنی در حدود 30 سال دارد، او مدرک لیسانس خود را در ریاضی و فیزیک را از دانشگاه تورنتو در سال 1993 گرفته و پس از آن دکترا را در سال 1997 از دانشگاه برکلی کالیفرنیا دریافت کرده است.نیما حامد ارکانی پس از آن در شتابدهنده خطی استنفرد شروع به کار کرد.
در سال 1999به عنوان استاد دانشگاه برکلی مشغول به کار شد. وی در سال 2002 پس از یکسال ملاقات با استادان دانشگاه هاروارد به عنوان استادی در دانشگاه هاروارد رسید و کمی بعد از آن به مقام استادی در تحصیلات پیشرفته در دانشگاه پرینستون رسید. این مقام از سال 1933 تا سال 1955 ( زمان مرگ انیشتن ) در دست انیشتن بوده که هم اکنون نزد دکتر ارکانی است.

 

 به ادامه مطلب بروید...

ادامه نوشته

الاغ مرده

چاک از یک مزرعه‌دار در تکزاس یک الاغ خرید به قیمت ۱۰۰ دلار. قرار شد که مزرعه‌دار الاغ را روز بعد تحویل بدهد. اما روز بعد مزرعه‌دار سراغ چاک آمد و گفت: «متأسفم جوون. خبر بدی برات دارم. الاغه مرد.»

چاک جواب داد: «ایرادی نداره. همون پولم رو پس بده.»
مزرعه‌دار گفت: «نمی‌شه. آخه همه پول رو خرج کردم..»
چاک گفت: «باشه. پس همون الاغ مرده رو بهم بده.»
مزرعه‌دار گفت: «می‌خوای باهاش چی کار کنی؟»
چاک گفت: «می‌خوام باهاش قرعه‌کشی برگزار کنم.»
مزرعه‌دار گفت: «نمی‌شه که یه الاغ مرده رو به قرعه‌کشی گذاشت!»
چاک گفت: «معلومه که می‌تونم. حالا ببین. فقط به کسی نمی‌گم که الاغ مرده است.»
یک ماه بعد مزرعه‌دار چاک رو دید و پرسید: «از اون الاغ مرده چه خبر؟»

چاک گفت: «به قرعه‌کشی گذاشتمش. ۵۰۰ تا بلیت ۲ دلاری فروختم ۸۹۸ دلار سود کردم..»
مزرعه‌دار پرسید: «هیچ کس هم شکایتی نکرد؟»
چاک گفت: «فقط همونی که الاغ رو برده بود. من هم ۲ دلارش رو پس دادم.»

بچه های حیوانات

ادامه نوشته