زیارت قبولی...!!!

سرکار خانم هداوند میرزایی(معصومه جان!)

بدینوسیله بازگشت غرور افرین!!! شمارو از مشهدمقدس ومشتی شدن شمارو

(البته بعداز حاجیه شدن) تبریک عرض نموده و ازسرکارعلیه 

طلب سوغاتی!! مینمایم.

به امید سفرهای زیارتی وسیاحتی اینده

فوتبال در بهشت

دو پيرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بسيار قديمى بودند.

هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به ديدار او می رفت.

يک روز خسرو گفت: «بهمن جان، ما هر دو عاشق فوتبال بوديم و سالهاى سال با هم فوتبال بازى می کرديم. لطفاً وقتى به بهشت رفتى، يک جورى به من خبر بوده که در آن جا هم می شود فوتبال بازى کرد يا نه؟»

بهمن گفت: «خسرو جان، تو بهترين دوست زندگى من هستى. مطمئن باش اگر امکانش بود حتماً بهت خبر می دهم.»

چند روز بعد بهمن از دنيا رفت.

يک شب، نيمه هاى شب، خسرو با صدايى از خواب پريد. يک شیء نورانى چشمک زن را ديد که نام او را صدا می زد: خسرو، خسرو…

خسرو گفت: کيه؟

: منم، بهمن.

:”تو بهمن نيستى، بهمن مرده!

:باور کن من خود بهمنم…

: تو الان کجايی؟

بهمن گفت: در بهشت! و چند خبر خوب و يک خبر بد برات دارم.

خسرو گفت: اول خبرهاى خوب را بگو.

بهمن گفت: اول اين که در بهشت هم فوتبال برقرار است.

و از آن بهتر اين که تمام دوستان و هم تيمی هايمان که مرده اند نيز اينجا هستند.

حتى مربى سابقمان هم اينجاست. و باز هم از آن بهتر اين که همه ما دوباره جوان هستيم

و هوا هم هميشه بهار است و از برف و باران خبرى نيست.

و از همه بهتر اين که می توانيم هر چقدر دلمان می خواهد فوتبال بازى کنيم

و هرگز خسته نمی شويم. در حين بازى هم هيچ کس آسيب نمی بيند.

خسرو گفت: عاليه! حتى خوابش را هم نمی ديدم! راستى آن خبر بدى که گفتى چيه؟

بهمن گفت: مربیمون براى بازى جمعه اسم تو را هم توى تيم گذاشته!

سؤال های بی جواب

چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟

چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟

چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟

چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟

آیا میشه زیر آب گریه کرد؟

چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟

چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟

چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟

اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟

تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟

ماه مفید تر است یا خورشید!

روزی شخصی از ملا پرسید: ماه مفید تر است یا خورشید!؟

ملا گفت ای نادان این چه سوالی است که از من می پرسی؟

خوب معلوم است, خورشید روزها بیرون می آید که هوا روشن است و نیازی به وجودش نیست!

ولی ماه شبهای تاریک را روشن می کند,

به همین جهت نفعش خیلی بیشتر از ضررش است!

سوالات کنکور...!!!

ادبي :



ا – در بيت زير منظور از ساقيا چيست ؟

« ساقيا آمدن عيد مبارک بادت »

الف ) ساقيهايي که در کوچه و بازار مي بينيم

ب ) کار و کاسبي ساقيا تو عيد توپه توپه

ج ) ساقي کمر باريک

د ) ساق يا مچ ؟؟





2 – شيرين وفرهاد کجا مردند ؟ چرا ؟

الف ) زير کوه بيستون ..چون ستون نداشت ريخت رو سرشون

ب ) بين کوه بيستون و باستون.... دليلشو نميدونم

ج ) بين بيستون و پيستون و رينگ و لاستيک چخ چخي

د ) به علت خوردن سيگاروکشيدن مشروب





3 - آرايه هاي ادبي چه نقشي در ادبيات دارند ؟

الف ) نقش فوق العاده مهمي دارند

ب ) موجب مي شود اشعار مودبي داشته باشيم

ج ) نقش حياتي را ايفا مي کنند

د ) نقش بابان را هم ايفا مي کنند





ادامه نوشته

گوجه سبز

گوجه سبز  به میوه ی درختان مختلفی که متعلق به نژاد PRUNS از خانواده ی ROSE هستند، اطلاق می شود. بر پایه ی نوشته های قدیمی، نژاد این گیاه قدمت 2000 ساله دارد و چینی ها اولین کسانی بودند که به کشت آن اقدام کردند. گفته می شود که این گیاه از طریق سوریه یا ایران به یونان آورده شده است. درختان گوجه سبز در نواحی معتدل بهترین رشد را دارند و در آب و هوای ملایم به رنگ های ارغوانی، قرمز، نارنجی، زرد و سبز روشن در می آیند. آب و هوای سرد باعث ایجاد رنگ قهوه ای و ظاهر نامطلوب میوه ی گوجه سبز می شود. این میوه به سرعت می رسد و مدت نگهداری آن در یخچال 4 روز است. گوجه سبز به صورت تازه و پخته در خورش ها  مصرف می شود. این میوه غنی از ویتامین C  ، اسید مالیک، اسید سیتریک است. مصرف زیاده از حد گوجه سبز باعث نفخ معده می شود.

ارزش غذایی 100 گرم گوجه سبز

کربوهیدرات 51/8 گرم ، چربی 84/2 گرم ، پروتئین 6/1 گرم ، فیبر خام 5/0 درصد .

با مصرف 100گرم گوجه سبز ، 5 درصد ویتامین A  ،1/2 درصد ویتامینB1  ( تیامین ) ، 9/1 درصد ویتامین B2  ( ریبوفلاوین ) ، 8/2 درصد نیاسین  ، 13 درصد ویتامین C ، 5/1 درصد کلسیم  ، 2/2 درصد فسفر  ، 5 درصد آهن  و 6/3 پتاسیم مورد نیاز در روز تامین می شود.

خواص درمانی

CULPEPES، گیاه شناس معروف قرن 17 عقیده داشت که مصرف گوجه سبز برای بهبود طعم دهان مفید است و پختن برگ های درخت گوجه سبز در سرکه می تواند در درمان کرم های حلقوی موثر باشد. از خواص دیگر این میوه ، خاصیت مسهلی آن است که به خوبی شناخته شده است. همچنین اثرات منحصر به فرد آن شامل کاهش فشار خون  و چربی خون، حذف رسوبات از خون و تنظیم عملکرد معدی- روده ای است.

گوجه سبز باعث تعادل اسید و باز در جریان خون می شود، از این رو می تواند در درمان حالت اسیدی خون مفید باشد. این میوه اثرات قابل توجهی در جلوگیری از بیماری هایی مانند چربی خون بالا، پیری سلول و سرطان  دارد. اسید بنزوئیک، ترکیبی است که خاصیت ضد میکروبی دارد. این ماده به طور طبیعی در گوجه سبز وجود دارد. همچنین، بعضی از تحقیقات بیانگر خاصیت ضد قارچی و ضد باکتریایی این میوه هستند.

مطالعات نشان می دهد که این میوه می تواند در درمان تومورها موثر باشد. همچنین به دلیل وجود اسید اسکوربیک ( ویتامینC )، برای افراد مبتلا به نقرس توصیه می شود.

 

تفاوت اشکار


چرا ژاپن پیشرفته شد ؟!

مدیر گروه معماری دانشگاه تهران






دفتر رئیس دانشگاه توكیو




لازم نیست در بزنید لطفا وارد شوید

_
من غریبه ی دیروز ، آشنای امروز و فراموش شده ی فردایم
  

انتقام!!

چشم‌هايتان را باز مي‌كنيد. متوجه مي‌شويد در بيمارستان هستيد. پاها و دست‌هايتان را بررسي مي‌كنيد. خوشحال مي‌شويد كه بدن‌تان را گچ نگرفته‌اند و سالم هستيد.. دكمه زنگ كنار تخت را فشار مي‌دهيد. چند ثانيه بعد پرستار وارد اتاق مي‌شود و سلام مي‌كند. به او مي‌گوييد، گوشي موبايل‌تان را مي‌خواهيد. از اين‌كه به خاطر يك تصادف كوچك در بيمارستان بستري شده‌ايد و از كارهايتان عقب مانده‌ايد، عصباني هستيد. پرستار، موبايل را مي‌آورد. دكمه آن را مي‌زنيد، اما روشن نمي‌شود. مطمئن مي‌شويد باتري‌اش شارژ ندارد. دكمه زنگ را فشار مي‌دهيد. پرستار مي‌آيد.

«
ببخشيد! من موبايلم شارژ نداره. مي‌شه لطفا يه شارژر براش بياريد»؟

«
متاسفم. شارژر اين مدل گوشي رو نداريم».

«
يعني بين همكاراتون كسي شارژر فيش كوچك نوكيا نداره»؟

«
از 10سال پيش، ديگه توليد نمي‌شه. شركت‌هاي سازنده موبايل براي يك فيش شارژر جديد به توافق رسيدن كه در همه گوشي‌ها مشتركه».

«10
سال چيه؟ من اين گوشي رو هفته پيش خريدم».

«
شما گوشي‌تون رو يك هفته پيش از تصادف خريدين؛ قبل از اين‌كه به كما بريد». «كما»؟!

باورتان نمي‌شود كه در اسفند1387 به كما رفته‌ايد و تيرماه 1412 به هوش آمده‌ايد. مطمئن هستيد كه نه مي‌توانيد به محل كارتان بازگرديد و نه خانه‌اي برايتان باقي مانده است. چون قسط آن را هر ماه مي‌پرداختيد و بعد از گذشت اين همه سال، حتما بوسيله بانك مصادره شده است. از پرستار خواهش مي‌كنيد تا زودتر مرخص‌تان كند.

«
از نظر من شما شرايط لازم براي درك حقيقت رو ندارين».

«
چي شده؟ چرا؟ من كه سالمم»!

«
شما سالم هستيد، ولي بقيه نيستن».

«
چه اتفاقي افتاده»؟

«
چيزي نشده! ولي بيرون از اين‌جا، هيچكس منتظرتون نيست».

چشم‌هايتان را مي‌بنديد. نمي‌توانيد تصور كنيد كه همه را از دست داده‌ايد. حتي خودتان هم پير شده‌ايد. اما جرأت نمي‌كنيد خودتان را در آينه ببينيد.

«
خيلي پير شدم»؟

«
مهم اينه كه سالمي. مدتي طول مي‌كشه تا دوره‌هاي فيزيوتراپي رو انجام بدي»..

از پرستار مي‌خواهيد تا به شما كمك كند كه شناخت بهتري از جامعه جديد پيدا كنيد..

«
اون بيرون چه تغييرايي كرده»؟

«
منظورت چه چيزاييه»؟

«
هنوز توي خيابونا ترافيك هست»؟

«
نه ديگه. از وقتي طرح ترافيك جديد رو اجرا كردن، مردم ماشين بيرون نميارن».

«
طرح جديد چيه»؟

«
اگر راننده‌اي وارد محدوده ممنوعه بشه، خودش رو هم با ماشينش مي‌برن پاركينگ و تا گلستان سعدي رو از حفظ نشه، آزاد نمي‌شه».

«
ميدون آزادي هنوز هست»؟

«
هست، ولي روش روكش كشيدن».

«
روكش چيه»؟

«
نماي سنگش خراب شده بود، سراميك كردند».

«
برج ميلاد هنوز هست»؟

«
نه! كج شد، افتاد»!
برای دیدن ادامه متن به ادامه مطلب رجوع فرمایید!
ادامه نوشته

چرا مادرت را اذیت کردی

روزی ملا از بازار یک گوسفند خرید در راه دزدی طناب گوسفند را از گردن آن باز کرد و گوسفند را به دوستش داد

و طناب را به گردن خود بست و چهار دست و پا به دنبال ملا را افتاد.

ملا به خانه رسید ناگهان دید که گوسفندش تبدیل به جوانی شده است

دزد رو به ملا کرد و گفت: من مادرم را اذیت کرده بودم او هم مرا نفرین کرد من گوسفند شدم

ولی چون صاحبم مرد خوبی بود دوباره به حالت اول بازگشتم.

ملا دلش به حال او سوخت و گفت: اشکالی ندارد برو ولی یادت باشد که دیگر مادرت را اذیت نکنی!

روز بعد که ملا برای خرید به بازار فته بود گوسفندش را آنجا دید.

گوش او را گرفت و گفت :ای پسر احمق چرا مادرت را ناراحت کردی تا دوباره نفرینت کند و گوسفند شوی!؟

بازی دانشمندان!!

همه‌ی دانشمندان می‌میرند و به بهشت می‌روند. آنها تصمیم می‌گیرند كه قایم‌باشك بازی كنند. از بخت بد اینشتین كسی است كه باید چشم بگذارد. او باید تا 100 بشمرد و سپس شروع به گشتن كند. همه شروع به قایم شدن می‌كنند به جز نیوتن.
نیوتن فقط یك مربع 1متری روی زمین می‌كشد و داخل آن روبروی اینشتین می‌ایستد. اینشتین می‌شمرد:
1، 2، 3، ...97، 98، 99، 100
او چشمانش را باز می‌كند و می‌بیند كه نیوتن روبروی او ایستاده است. اینشتین می‌گوید:
"سوك‌سوك نیوتن!!" نیوتن انكار می‌كند و می‌گوید نیوتن سوك‌سوك نشده است. او ادعا می‌كند كه نیوتن نیست. 

 تمام دانشمندان بیرون می‌آیند تا ببینند چگون او ثابت می‌كند كه نیوتن نیست. نیوتن می‌گوید: "من در یك مربع یه مساحت1متر مربع ایستاده‌ام... این باعث می‌شود كه من بشوم نیوتن بر متر مربع... چون یك نیوتن بر متر مربع معادل یك پاسكال است،

........................ 
من پاسكال هستم، پس"سوك‌سوك پاسكال!!!".

امید به رحمت خداوند متعال

شخصی را به جهنم می‌بردند.

 در راه بر می‌گشت و به عقب خيره میشد.

ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببريد.

فرشتگان پرسيدند چرا؟

 پروردگار فرمود: او چند بار به عقب نگاه کرد ….. او اميد به بخشش داشت.

عاشق واقعی

امیری به شاهزاده گفت: من عاشق توام.

شاهزاده گفت: زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.

امیر برگشت و دید هیچکس نیست.

شاهزاده گفت: عاشق نیستی ! عاشق به غیر نظر نمی‌کند.

قدرت دعا...

زنی بود با لباسهای کهنه و مندرس ، و نگاهی مغموم . وارد خواربار فروشی محله شد و با
فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواروبار به او بدهد . به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمی‌تواند کار کند و شش بچه‌شان بی غذا مانده‌اند جان لانگ هاوس ،صاحب مغازه ، با بی‌اعتنایی محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون کند .
زن نیازمند در حالی که اصرار می‌کرد گفت
جان گفت نسیه نمی‌دهد .مشتری دیگری که کنار پیشخوان ایستاده بود و گفت و گوی آن دو را می‌شنید به مغازه دار گفت:

«ببین این خانم چه می‌خواهد؟خرید این خانم با من .»
خواربار فروش گفت :لازم نیست خودم می‌دهم لیست خریدت کو ؟
زن گفت : اینجاست .
- « لیست ‌ات را بگذار روی ترازو به اندازه ی وزنش هر چه خواستی ببر . » !!
زن با خجالت یک لحظه مکث کرد، از کیفش تکه کاغذی درآورد و چیزی رویش نوشت و آن را روی کفه ترازو گذاشت . همه با تعجب دیدند کفه ی ترازو پایین رفت .
خواربارفروش باورش نمی‌شد .
مشتری از سر رضایت خندید .
مغازه‌دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس در کفه ی دیگر ترازو کرد کفه ی ترازو برابر نشد ، آن قدر چیز گذاشت تا کفه‌ها برابر شدند .
در این وقت ، خواربار فروش با تعجب و دل‌خوری تکه کاغذ را برداشت ببیند روی آن چه نوشته است .
کاغذ لیست خرید نبود، دعای زن بود که نوشته بود (ای خدای عزیزم! تو از نیاز من باخبری خودت آن را برآورده کن) . مغازه ‌دار با بهت جنسها را به زن داد و همان جا ساکت و متحیر خشکش زد. زن خداحافظی کرد و رفت. مشتری یک اسکناس باارزش به مغازه ‌دار داد و گفت: فقط خداست که می‌‌داند وزن دعای پاک و خالص چقدر است ؟

دهقان و ارباب...

دهقان پیر با ناله می‌‌گفت:
ارباب! آخر درد من یکی دوتا نیست، با وجود این همه بدبختی، نمی‌‌دانم دیگر خدا چرا با من لج کرده و چشم تنها دخترم را چپ آفریده است؟! دخترم همه چیز را دوتا می‌بیند!
ارباب پرخاش کرد که: بدبخت! چهل سال است نان مرا زهرمار می‌‌کنی! مگر کور هستی، نمی‌بینی که چشم دختر من هم چپ است؟!
دهقان گفت: چرا ارباب می‌بینم اما چیزی که هست، دختر شما همه‌ی این خوشبختی‌‌ها را "دو تا" می‌بیند ... ولی دختر من، این همه بدبختی را ...

مرگ های عجیب و غریب

مرگ های عجیب و غریب

۱) آرنولد بنت:
داستان نویس انگلیسی(۱۸۶۷،۱۹۳۱) وی برای آنکه ثابت کند آب شهر پاریس از نظر بهداشتی کاملا سالم است، یک لیوان از آن را خورد و در اثر تیفوئید ناشی از آن در گذشت!

۲) آگاتوکلس:
(خودکامه سراکیوز ۳۶۱، ۲۸۹ ق.م) در اثر قورت دادن خلال دندان خفه شد.

۳) آلن پینکرتون:
(موسس آژانس کارآگاهی آمریکا ۱۸۱۹، ۱۸۸۴) هنگام نرمش صبحگاهی به زمین خورد و زبانش لای دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقاریای ناشی از این زخم درگذشت.

۴) آیزادورا دانکن:
(رقاص آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۲۷) هنگامی که در اتومبیل بود، شال گردن بلندش به چرخ عقب اتومبیل گیر کرد و گردنش شکست و خفه شد.

۵) اسکندر کبیر:
(پادشاه مقدونی ۳۵۶ ،۳۲۳ ق.م) به دنبال دو روز میگساری و عیاشی در اثر تب درگذشت.

۶) الکساندر:

(پادشاه یونان ۸۹۳،۱ ۱۹۲۰) یک میمون خانگی گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت.

۷) تامس آت وی:

(نمایشنامه نویس انگلیسی ۱۶۵۲، ۱۶۸۵) مرد فقیری بود. به دنبال روزها گرسنگی سرانجام یک گیته به دست آورد و با آن یک دست پیچ گوشت خرید و از شدت ولع همان لقمه دهان پرکن اول گلو گیرش شد و خفه اش کرد!

۸) تامس می:
(مورخ انگلیسی ۵۹۵،۱ ۱۶۵۰) بر اثر بلعیدن غذای زیادی، خفه شد.

۹) جان وینسون:
(ماجرا جوی بریتانیا ۱۵۵۷، ۱۶۲۹) وی در ۷۲ سالگی از اسب به زمین افتاد و میخی وارونه بر زمین افتاده بود، در سرش فرو رفت.

۱۰) جروم ناپلئون بناپارت:
(آخرین بناپارت آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۴۵) در سنترال پارک نیویورک، پایش به زنجیر سگ زنش گرفت و افتاد و در اثر زخم های حاصله در گذشت.

۱۱) جورج دوک کلارنس:
(انگلیسی ۱۴۴۹،۱۴۷۸) به دستور برادرش ریچارد سوم در خمره شراب خفه شد.

۱۲) جیمز داگلاس ارل مورتون:
(۱۵۲۵،۱۵۸۱) بوسیله دستگاهی شبیه گیوتین که خودش آن را به اسکاتلندیان معرفی کرده بود، سر بریده شد.

۱۳) رودولفونی یرو:
(ژنرال مکزیکی ۱۸۸۰، ۱۹۱۷) اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگینی طلاهایی که به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد.

۱۴) زئوکسیس:
(نقاش یونان قرن پنجم ق.م) به تصویری که از یک ساحره پیر کشیده بود آنقدر خندید که یکی از رگ هایش پاره شد و مرد!

۱۵) ژراردونرال:
(نویسنده فرانسوی ۱۸۰۸ ،۱۸۵۵) با بند پیشبند، خودرا از تیر چراغ برق خیابان حلق آویز کرد.

۱۶) فرانسیس بیکن:
(۱۵۶۱،۱۶۲۶) براثر گرفتاری در یک سرمای ناگهانی گرفتار شد و درگذشت.

۱۷) فالک فیتز وارن چهارم:
(بارون انگلیسی ۱۲۳۰، ۱۲۶۴) در بازگشت از یک جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و فالک که زره پوشیده بود، در درون زره اش خفه شد.

۱۸) کلادیوس اول:
(امپراتور روم ۵۴ ب م. ۱۰ ق.م) با یک پر آغشته به سم خفه شد.

۱۹) کنت اریک مگنوس آندرئاس هرس ستنبورگ۱۸۶۰، ۱۸۹۵)
این انگلیسی در اثر خشم ناشی از مستی، با سیخ بخاری به دوستش حمله کرد، اما خودش توی بخاری افتاد و سوخت.

۲۰) گریگوری یفیموویچ راسپوتین:
(۱۸۷۱،۱۹۱۶) وزنه ای به بدنش بستند و در رود نوا غرقش کردند.

۲۱) لایونل جانسن:
(شاعر انگلیسی ۱۸۶۷ ،۱۹۰۲) از روی چهارپایه پشت بار به زمین افتاد و در اثر زخمهای حاصله در گذشت.

۲۲) لنگی کالیر:
(کلکسیونر آمریکایی ۱۸۸۶،۱۹۴۷) در خانه خود و در تله ای مهلک درگذشت. تله را برای دستگیری دزدان کار گذاشته بود.

۲۳) مارکوس لیسینیوس کراسوس:

(سیاستمدار رومی ۱۱۵، ۵۳ ق.م) این رهبر بدنام و صراف رمی به دست سربازان پارتی با ریختن طلای مذاب در حلقش درگذشت.

۲۴) هنری اول:
(پادشاه انگلیسی ۱۰۶۸،۱۱۳۵) در اثر افراط در خوردن مارماهی دچار ناراحتی روده شد و مرد.

۲۵) یوسف اشماعیلو:
(کشتی گیر ترک) بر اثر سنگینی طلاهایی که به کمرش بسته بود در دریا غرق شد. چون نتوانست به راحتی شنا کند

تامل

شخصی نزد همسایهاش رفت و گفت:
 گوش کن! میخواهم چیزی برایت تعریف کنم.
دوستی به تازگی در مورد تو میگفت...
 همسایه حرف او را قطع کرد و گفت:
 قبل از اینکه تعریف کنی، بگو آیا حرفت را از میان سه صافی گذراندهای یانه؟
- کدام سه صافی؟
- اول از میان صافی واقعیت. آیامطمئنی چیزی که تعریف میکنی واقعیت دارد؟
- نه. من فقط آن را شنیدهام. شخصی آن را برایم تعریف کرده است.
- سری تکان داد و گفت: پس حتما آن را از میان
صافی دوم یعنی خوشحالی  گذراندهای؟
 مسلما چیزی که میخواهی تعریف کنی، حتی اگر واقعیت نداشته باشد، باعث خوشحالیام می شود.
- دوست عزیز، فکر نکنم تو را خوشحال کند.
- بسیار خوب، پس اگر مرا خوشحال نمی
کند،
حتما از صافی سوم، یعنی فایده، رد شده است.
آیا چیزی که میخواهی تعریف کنی، برایم مفید است و به دردم می خورد؟
- نه، به هیچ وجه!
همسایه گفت: پس اگر این حرف
نه واقعیت دارد
نه خوشحال کننده است
و نه مفید
آن را پیش خود نگهدار و سعی کن خودت هم زود فراموشش کنی...

 

جلوگیری از عاشق شدن پسرا

طنز تصویری

جوک تصویری

جک تصویری

کاریکاتور دختر

تصویر خنده دار

کاریکاتور خنده دار

جوک و کاریکاتور

کسی میدونه عشق چیه؟

کوتاه با دکتر شریعتی

 

http://ce.sharif.edu/~hedayati/shariati.jpg

نمي نويسم , چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني!
حرف نمي زنم , چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي!
نگاهت نمي كنم , چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني!
صدايت نمي زنم , زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است!
فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من
ديوانه ام...
 

 وقتي عشق فرمان مي دهد،
“محال” سر تسليم فرود مي آورد

آدم وقتي فقير ميشود خوبيهايش هم حقير ميشوند اما كسي كه زر دارد يا زور دارد عيبهايش هم هنر ديده ميشوند و چرندياتش هم حرف حسابي بحساب مي آيند.

مردان در صيد عشق به وسعت نامنتهايي نامردند گدايي عشق ميكنند تا وقتي مطمئن به تسخير قلب زن نشدند اما همين كه مطمئن شدند مردانگي را در كمال نامردي به جا مي آورند.

دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است

تـلــه تـئـــاتـر

  شب – خوابـگاه دخــتـران – سکـانس اول:

 (دخــتر «مهسـا» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)

مهــسا: اِ وا!... خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟! 

لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)

مهســا: بگـو ببـینم چی شـده؟  

لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <روشهای پرتو نگاری> رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)

 مهســا: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم... گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض مهسـا نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟

لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم! می فهـمی مهسا؟ فقط 8 دور... (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

 مهســا: عزیزم... دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط 7 - 8 دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.

 لالـه: نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!

(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ مهسـا و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)

مهســا: چی شـده فرشــتـه؟!  

فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنیـد... نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!

مهــسا: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.

 فرشــته: خب، منــم 19 بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر. 

(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)

  شـب – خوابــگاه پســران – سکــانـس دوم:   

  (در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود) 

میثـــاق: مهـدی... شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.

مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.

میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.

مهـدی: آره... منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟ مگـه تو کلاسـتون دختـر نداریـد؟!

میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!    

آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. دختــرای کلاس مـا که مثـل دختـرای شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری... 

مـهدی: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون... اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست! 

(در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)   

میـثــاق: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!

رضــا: استقلال همین الان دومیشم خورد!!!

مهـدی:اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه استقلالی ابکشه!!!

 (و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند!...)  

 

*****

   شعــر نیــمه مرتبــط:

اگـر دخــتر نـبـود اینجا پـر از غـم بـود و دل گیـــر

       پســر ها هم بـدونِ عـشق و تـاج و تخـت بودنـد

اگــر دختـر نـمی شد خلـق، پس در امتـحـانـات

       یـقیــنـاً ایـن پـسرها کلـّــهـم بــدبخـــت بـودنــد!

منبع:خاطرات میثاق دانشجوی پرستاری

زیباترین دریاچه جهان


ادامه نوشته

احمقانه‌ترين سوال‌ها در Yahoo Answers

اينترنت نامحدودترين منبع اطلاعات در عصر ماست. جايي كه مي‌توانيد مطمئن باشيد هيچ سوالي بدون جواب نخواهد ماند.به طور كلي سرويس‌ها و سايت‌هاي مختلفي براي طرح سوال وجود دارند كه در اين ميان Yahoo Answers با امكانات مناسب و محيط ساده و سريع، جزو اولين انتخاب‌ها براي طرح سوال است.

اما اين موضوع كه در اينترنت مي‌توان بدون شناخته شدن هر چيزي را مطرح كرد باعث شده كه بعضي سوالات مطرح شده در اين سايت آنقدر احمقانه به نظر برسند كه بتوان از آنها مطلب طنز تهيه كرد.

هرچند مي‌توان حدس زد كه تعدادي از آنها به عمد اين طور مطرح شده‌اند.

سايت PcWorld با جمع‌آوري تعدادي از اين سوالات و پاسخ‌هاي طنزآميز به آنها مطلب جالبي تهيه كرده است كه در ادامه مي‌خوانيد....

ادامه نوشته

ارشد ام ار ای

سلام

 جهت آشنائی هر چه بیشتر شما معرفی کامل ارشد ام آر آی طبق اعلامیه دبیرخانه

 شوراری عالی  برنامه ریزی علوم پزشکی وزارت بهداشت در زیر آمده است که با کلیک بر

روی هر مطلب می توانید آن را مطالعه نمایید. امید است با مطالعه این مطالب با یک دید کلی

نشئت گرفته از واقعیت  در اینده این رشته را جهت ادامه تحصیل انتخاب نمایید

تائید برنامه آموزشی

مشخصات کلی

برنامه دروس

سرفصل دروس

ارزشیابی برنامه آموزشیید.

آسایش دو گیتی یا دستور العمل های ایرانی برای زندگی بهتر !!!

 سعي کنيد روزها استراحت کنيد تا شبها راحت بخوابيد!

  در نزديکي تخت خوابتان صندلي بگذاريد تا اگر از خواب بيدار شديد روي آن نشته و استراحت کنيد!

  ايستادن به رفتن، نشستن به ايستادن و خوابيدن به نشستن اولويت دارد!

  جايي که مي‌توانيد بنشينيد چرا مي‌ايستيد؟

  کار امروز را به فردا موکول کنيد و کار فردا را به پس فردا!

  اگر حس کار کردن به شما دست داد کمي صبر کنيد تا اين حس از شما بگذرد!

  از همه ديرتر سر سفره رفته و زودتر بلند شويد تا زحمت چيدن و جمع کردن سفره به شما تحميل نشود!

  براي کار هميشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشويد!

  در ميهماني‌ها حتماً با خود بالش ببريد شايد فرصتي براي استراحت بدست آورديد!

 به خواب نگوييد کار دارم به کار بگوييد خواب دارم!

زنان در آمریكا و ایران و عربستان (طنزی تلخ...)

زنان در آمریكا و ایران و عربستان :

1-اگر یک زن سیگار بکشد:

در امریکا به او می گویند :زنیکه سیگاری

در ایران به او می گویند : زنیکه معتاد..خیابانی لجن

 در عربستان او را سنگسار می کنند ! 

2-اگر یک زن برای برابری حقوق زن و مرد تلاش کند:

 در امریکا به او می گویند : فمنیست

در ایران به او می گویند :تهمینه میلانی

و در عربستان او را سنگسار می کنند!

۳-اگر یک زن مورد تجاوز قرار بگیرد :

 در امریکا او را به آسایشگاه روانی می برند تا او را به زندگی اجتماعی باز گردانند.

در ایران او را به آسایشگاه روانی می برند و او در آنجا خودکشی می کند!

و در عربستان او را سنگسار می کنند!

 

4-اگر جسد زنی در یکی از میدان های شهر و درون یک کیسه پلاستیکی پیدا شود:

 در امریکا : احتمالاً او یک زن خیابانی و بی خانمان بوده.

در ایران:احتمالاً شوهر غیرتی اش او را کشته

در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشی از سنگسار به قتل رسیده است!

 

5-زنان:

 در امریکا اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و ... تحصیل نمایند.

در ایران اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و .... به شرط تفکیک جنسیتی تحصیل نمایند

در عربستان اجازه دارند از بین بی سوادی و سنگسار یکی را برگزینند!

 

6-

در امریکا: مادر و پدر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان هستند.

در ایران: مادر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان است.

در عربستان:فرقی نمی کند که مادر مسئول چیست چون در هر صورت سنگسار می گردد.

 

7- اگر زنی بخواهد از شوهرش جدا شود:

 در امریکا:درخواست طلاق می دهد و نیمی از سرمایه شوهرش به او میرسد( زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی:دو هفته)

در ایران:در خواست طلاق می دهد و در صورتی که هیچ ادعایی نسبت به نفقه و مهریه نداشته باشد میتواند از همسرش جدا گردد(زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: 14 الی 15 سال!)

در عربستان:درخواست طلاق میدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند

8-یک دختر 18 ساله:

 در امریکا نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد.

در ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد!

در عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!!

9-تبریک میگم شما پدر شدید. بچتون یه دختره

 در امریکا:Oh God Thanks

در ایران: خاک بر سرت حلیمه! بازم دختر زاییدی؟!؟!

در عربستان: نعم؟البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار یا زنده فی القبر هذه الدختر!

10-زنی به شوهرش خیانت کرد....

  در امریکا: طلاق ....

در ایران: فحش، کتک ، اسید ، چاقو ، قتل ناموسی.....

در عربستان: به دلیل دلخراش بودن صحنه ها از بیان آن عاجزیم!

ویولن

ادامه نوشته

تنها 95 دستگاه MTI در کشور وجود دارد!!!

رئیس انجمن رادیولوژی ایران:
تنها 95 دستگاه
MRI در کشور وجود دارد
دکتر عبدالرسول صداقت رئیس انجمن رادیولوژی ایران با عنوان این مطلب که در انگلیس 60 میلیون نفری به ازای هر یک میلیون جمعیت 5.2 دستگاه
MRI دارد ، گفت: اگر به این آمار استناد کنیم باید حدود 600 دستگاه MRI در کشورمان باشد، این در حالی است که تنها حدود 95 دستگاه در ایران موجود است و این موضوع نشان می دهد که آمار وزارت بهداشت در این زمینه درست نیست.
به گزارش مهر ، رئیس انجمن رادیولوژی ایران با تاکید بر اینکه هزینه راه اندازی
MRI در ایران بسیار سنگین است ، گفت: گمرک برای ورود هر دستگاه MRI حدود 120 میلیون تومان مالیات دریافت می کند.

آمارهای معتبر جهانی نشان می دهد به ازای هر یک ‌میلیون نفر جمعیت در اتحادیه اروپا 7.7 دستگاه MRI فعال است و بیش از 2 هزار و 250 دستگاه در این کشورها مشغول به کار است.

صداقت با اشاره به اینکه مجوز ورود این دستگاهها فقط در دست وزارت بهداشت است ، افزود: مسئولان وزارتخانه معتقدند که تعداد دستگاههای MRI در کشور بیش از نیاز جمعیت است. اگر اینگونه است چرا مجوز می دهد و اگر غیر از این است چرا یک برنامه و دستورالعمل برای مسائلی که ارز بری دارد، ارائه نمی دهد.

تعداد دستگاههای MRI در کشور کانادا به ازای هر یک میلیون نفر جمعیت 5 دستگاه است و به طور میانگین 23 بیمار روزانه از این دستگاهها استفاده می کنند. اگر می خواهیم مثل کانادا روزانه 23 بیمار از دستگاههای MRI استفاده کند باید تعداد آنها 4 برابر شود.

رئیس انجمن رادیولوژی ایران که برای سومین دوره پیاپی با برگزاری انتخابات به مدت سه سال در این سمت ابقاء شد ، افزود: طبق آمار در انگلیس هر یک میلیون جمعیت 5.2 دستگاه MRI دارد که با توجه به جمعیت 60 میلیون این کشور، حدود 310 دستگاه MRI در انگلیس فعال است.

اگر بخواهیم به این آمار استناد کنیم باید در ایران حدود 600 دستگاه MRI وجود داشته باشد. در حالی که حدود 95 دستگاه موجود است که نیمی از آنها در تهران فعال است.

صداقت با اشاره به جمعیت کشورمان گفت: تعداد دستگاههای MRI در انگلیس بیش از 3.2 برابر ایران است و این مسئله نشان می دهد که تعداد این دستگاهها در کشور بر اساس نیاز جمعیتی نیست.

رئیس انجمن رادیولوژی ایران با اشاره به اینکه هزینه یک بار MRI در ایران 84 هزار تومان است گفت: این رقم در بیمارستان ایرانیان دبی حدود 280 هزار تومان و در اروپا 320 تا 430 هزار تومان است.

کمی تامل...

 مراقب افکارت باش که گفتارت میشود

مراقب گفتارت باش که رفتارت میشود

مراقب رفتارت باش که عادت میشود

مراقب عادتت باش که شخصیتت میشود

مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود

خوشمزه ترین و جالب ترین بستنی های دنیا

بستنی

 

با رسیدن فصل گرما یکی از خوشمزه ترین خوردنی های که طرفداران بسیاری دارد بستنی است. بستنی علاوه بر خواص بی نظیری که دارد ضد افسردگی است و موجب نشاط و شادابی می شود. شما را در این گزارش به سراسر دنیا می بریم تا با انواع بستنی ها ی مختلف آشنا شوید. امیدوارم لذت ببرید…

ادامه نوشته

امان از....

همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت.
وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ ۵۰۰۰ دلار داره
کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره..
و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته
کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت وماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.
خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت ۵۰۰۰ دلار + ۱۵دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد.
کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت
” از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم”
و گفت ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که ۵۰۰۰ دلار از ما وام گرفتید؟ ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت:
تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین ۲۵۰.۰۰۰ دلاری رو برای ۲ هفته با اطمینان خاطر  فقط  با ۱۵ دلار پارک کنم